الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

375

إحياء علوم الدين ( فارسى )

حاجت به تذلل پيش ملوك و رؤسا از زهد نباشد ، بلكه آن استعجال « 90 » نصيبى ديگر است از نصيبهاى نفس . بلكه زاهد آن است كه دنيا خوار و مقهور با خلوص و صفا به دو رسد ، و او بى نقصان جاه و بدنامى و بى فوت نصيبى تواند كه بدان تنعم كند ، پس آن را بگذارد از بيم آن كه با آن انس گيرد ، پس با غير خداى انس گرفته باشد و جز او را دوست داشته ، پس در دوستى خداى ديگرى را با او شريك گردانيده باشد ، يا آن را بگذارد از طمع در ثواب آخرت ، يا تمتع شرابهاى دنيا بگذارد به طمع شرابهاى بهشت ، و تمتع به زنان و سرّيّتان به طمع حور عين ، و تمتع به تفرج در باغها به طمع بساتين و درختان بهشت ، و تزين و تجمل به زينت دنيا به طمع زينت بهشت ، و طعامهاى لذيذ به طمع ميوه‌هاى بهشت بگذارد . و از بيم آن كه ايشان را گفته شود : أَذْهَبْتُمْ طَيِّباتِكُمْ فِي حَياتِكُمُ الدُّنْيا . « 91 » پس آن چه در بهشت موعود است كل آن را برگزيند بر آن چه او را در دنيا خالص و صافى ميسر شود ، زيرا كه داند كه آن چه در آخرت است بهتر و باقى است ، و آن چه جز اين است معاملتهاى دنياست كه آن را در آخرت اصلا فايده نيست . بيان فضيلت زهد ( 1 ) حق تعالى گفت : فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ ، تا قول او : وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِمَنْ آمَنَ . « 92 » زهد را به علما نسبت كرد و اهل آن را به علم صفت فرمود ، و آن غايت ثناست . و گفت : أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِما صَبَرُوا . « 93 » در تفسير آمده است كه بدين زاهد را [ 283 ] خواسته است در دنيا . و گفت : إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا . « 94 » گفته‌اند كه معنى اين آن است كه كدام كس از ايشان در آن زاهدتر است . پس زهد را صفت كرد بدانچه بهترين كارهاست . و گفت : مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَ مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ ، « 95 » اى ، هر كه به عمل خود آخرت را خواهد ، كشت او را تضعيف « 96 » فرماييم - يكى را به ده و زيادت از آن - و كسى كه دنيا را بر آخرت برگزيند ، بعضى از آن به دو دهيم و در آخرت او را هيچ نصيبى نباشد . و گفت : لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقى . « 97 » اى ، چشمهاى خود مگشاى در چيزى كه أصناف كافران را برخوردارى داده‌ايم از زينت و بهجت دنيا تا ايشان را مفتون گردانيم در آن ، و روزى پروردگار تو بهتر و باقىتر . و گفت : ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَياةَ الدُّنْيا عَلَى الْآخِرَةِ ، « 98 » اى ، آن بدان است كه ايشان حيات دنيا را بر آخرت برگزيدند . اين صفت كافران است ، پس مفهوم آن

--> ( 90 ) استعجال ، خود را براى كارى در زحمت انداختن . ( 91 ) أحقاف 46 - 20 . ( 92 ) قصص 28 - 79 و 80 . ( 93 ) قصص 28 - 54 . ( 94 ) كهف 18 - 7 . ( 95 ) شورى 42 - 20 . ( 96 ) تضعيف ، دو چندان كردن ، چند برابر كردن . ( 97 ) طه 20 - 131 . ( 98 ) إبراهيم 14 - 3 . عربى : الذين يستحبون . . .